![]() |
![]() |
|
| اینجا کلبه یه عاشقه...یه کلبه ی تنها و بی صدا...اروم و بی هیاهو...فقط یه دل شکسته... |
|
و بعداز رفتنت!…. شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم. در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي
به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد
من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت
ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:38 توسط یه عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قصه از کجا شروع شد..
از یه زنگ و یه حرف و یه بازیه بچگونه.... از صدای مهربون و یه سلام عاشقونه.... اما...........تنهای تنها........... |
| پیوندهای روزانه |
|
دل نوشته های درنای جوان حالی به حولی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|